تبليغاتX
همزاد عاشق

همزاد عاشق

متن

تقديم به  تنها  همزاد اشنا ي  قلبم

ستاره امشب از همان لحظه هاي اغازين  طلوع شبانه اش  اراده كرد براي  حك كردن حرفهايي كه تمام لحظات  زندگي اش نا خوداگاه راه خود را از قصر شيشه اي قلبش به زبانش باز مي جويند.

تمام سعي ام را كردم تا دمي خود خواهانه لحظه اي را بيابم كه به دور از تمام  تعلقاتم و تمام وابستگي هايم  خاطره  شيرين بيابم  اما  نيافتم لحظه اي را كه لبخند باشد و تو نباشي نيافتم .

خواستم  شروع تمام حرف هايم تو باشي  چون زندگي هر كدام از ما خالي از معناست اگر عشق  به كساني

نباشد  كه عشق را برايمان

ترجمه ميكنند

تو وتمام كساني كه زندگي را هر روز از پس خورشيد نگاهشان اغاز ميكنم بهانه ي زيستنيد

پس بمان تا بهانه هاي زندگي عاشقانه ام  جاودانه بماند.

 

از طرف ستاره تو.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 18:58  توسط zahra  | 

((می خواستم برایت هدیه ای بفرستم ))

گل گفت : مرا بفرست کهمظهر زیبایی هستم .

برگ گفت : مرا بفرست که مظهر ایستادگی هستم .

بید گفت : مرا بفرست که مظهر ادبم و همیشه سر به زیر دارم .

به فکر فرو رفتم و سرم را به زیر انداختم به ناگه قلبم را دیدم  .

که بهترین چیز در زندگیم هست آن را به تو هدیه میکنم .

 ستاره.لیلون.مجی دوستون دارم..............

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 18:52  توسط zahra  | 

تقديم به  تنها  همزاد اشنا ي  قلبم

ستاره امشب از همان لحظه هاي اغازين  طلوع شبانه اش  اراده كرد براي  حك كردن حرفهايي كه تمام لحظات  زندگي اش نا خوداگاه راه خود را از قصر شيشه اي قلبش به زبانش باز مي جويند.

تمام سعي ام را كردم تا دمي خود خواهانه لحظه اي را بيابم كه به دور از تمام  تعلقاتم و تمام وابستگي هايم  خاطره  شيرين بيابم  اما  نيافتم لحظه اي را كه لبخند باشد و تو نباشي نيافتم .

خواستم  شروع تمام حرف هايم تو باشي  چون زندگي هر كدام از ما خالي از معناست اگر عشق  به كساني

نباشد  كه عشق را برايمان

ترجمه ميكنند

تو وتمام كساني كه زندگي را هر روز از پس خورشيد نگاهشان اغاز ميكنم بهانه ي زيستنيد

پس بمان تا بهانه هاي زندگي عاشقانه ام  جاودانه بماند.

 

از طرف ستاره تو.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 18:50  توسط zahra  | 

 

ای کاش عاشقم بودی

بوسه  را  دوست  دارم  نه  در  حوس

عاشقی  را  دوست  دارم  نه  در قفس

عاشقت گشتم تو گفتیی عاشقان دیوانه اند

عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کاش می شد عشق را تفسير کرد
خواب چشمان تو را تعبير کرد
کاش
می شد همچو
گلها ساده بود
سادگی را با تو عالم گير کرد

کاش می شد در خراب آباد دل
خانه احساس را تعمير کرد
کاش می شد در حريم سينه ها
عشق را با وسعتش
تکثير کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 18:49  توسط zahra  | 

غروب را دوست دارم چون به  رنگ شراب است

شراب را دوست دارم  چون  به  رنگ  خون است

خون  را دوست دارم چون  جاری  کننده قلب است 

قلب  را  دوست  دارم  چون  خانه  تو  آنجا  است

دوستم  داشته   باش   چون   شاید   فردایی   نباشد

خیال

نمی خواهم بی خبر من دوستدار دیگری باشی

 برای  لحظه ای  حتی  برای  دیگری  باشی

نمی خواهم  صفای  خنده ات  را دیگری  بیند

  نمی خواهم  کسی  نامش  به  دلهای  تو  بنشیند

نمی خواهم  میان  ما  جدایی  سایه  اندازد

خیال  دیگری  بنیان  عشقت  را  بر اندازد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 18:45  توسط zahra  | 

سلام

حدودا ۱ هفته است که انلاین نشدم.اومدم تا بازم بگم همزاد قشنگم ستاره دوستت دارم......................

وااااااااااااااااای لیلون اخمییید.لیلون عزیز دوستت دارم.

برمیگردم.حتما

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 18:36  توسط zahra  |