غنچه غنچه باز می شوم در تو يازده شکوفه از ميخک سرخ
ای تو آغوشت
باغ سالهای نشکفته ی من
با تو می مانم
شايد ار آتشکده ی هفتم زرتشت
جرقه زند آذرخشی از بالهای آذرشسب
ای که من آذر پيرای آتشکده ی آخر تو
ای که عشق با تو آغاز ميخک های سرخ
من با تو می مانم
و با تو ميدوزم پيراهنی از ميخک سرخ
الان شدیدا تو کف فال قهوه ام و در انتظار اتفاقات پیش بینی شده
خدا به خیر کنه
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 18:11  توسط zahra
|
